{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من با صدای او

من با صدای او
فریاد می زنم تورا
و تو از رقص شاپرک
میان شعله های نرم باد
یک فلسفه حضور خدا
یک آینه تراوش نور از دل زمان
شد لابه لای حرف تو
ولی
اینجا کسی
هر شب دعا می کند تو را
تو بی دعا
سوگولی قلب خالقی
اما
این دوری عجیب
شاید با دعا
آرام تر شود .. ... ؟؟؟؟
من را ببخش اگر
چه صریح
از طیف واژه ها
بی رخصتت
حرف از دل و دلدار می زنم ...
من با صدای او
فریاد می زنم تورا
برخلاف تصورت
قنوت سبز دلم
فزون شمیم عشق ست
در نسیم بهاران
آرزویم سبزترین لحظه ها
برای تو ؛ برای او ... برای تمامی عزیزان...

/ سعید
دیدگاه ها (۴)

چه زیباست، وقتی مثل همیشه به آینه نگاه میکنم، اما آینه، نگاه...

شعرمن پای سخنت دست من کوتاه از دامنتنگاهم معذور از بودنتروزی...

ای دوست می ترسی از هوس آشیانه ات ؟من بی هوس دل به دل تو سپرد...

صبح یک کبوتر از قفس پرواز کردآرزوی تازه ای آغاز کدرفت سمت سا...

صورتم را روی کفشهایش گذاشتم و گفتم پریسا حان تو را خدا بس کن...

a dream. p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط