{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☆-------------------------------------------------------☆

☆-------------------------------------------------------☆

Family party (JUNGKOOK)*BY PARK YONI*

☆-------------------------------------------------------☆

مهمونی خانوادگی (جونگکوک)*از پارک یونی*

☆-------------------------------------------------------☆

○P⁵○

پرش به شب مهمونی توی راه
ا.ت
×*ذهنش: قصد ندارم همون اول مهمونی خودم رو نشون بدم و باید صبر میکردم تا مهمونا برن بعد برم پیششون . قرار بود برای اینکه منو راه بدن لوران منو دوست دخترش معرفی کنه . با تلما و لوران رفتیم داخل عمارت . چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود . یهو تلما بهم تنه ی آرومی زد و در گوشم گفت
^هی . چرا بغض کردی تو به عنوان دوست دختر لوران اینجایی و دلیلی نداره که دوست دختر پسر شریک صاحب مهمونی با ورود به عمارت بغض کنه
×تو درست میگی
×*ادامه ذهنش:به جمع خانوادگیمون نگاه کردم چقدر دلم براشون تنگ شده بود ولی سوجون و جونگکوک رو پیدا نکردم . داشتم با نگاه دنبالشون میگشتم که اون دوتا خوشتیپ از در اصلی وارد شدن و به جمع پیوستن اگه تلما جلوم رو نمی‌گرفت قطعا می‌پریدم بغل سوجون .واقعا برام جالب بود که حتی سوجون هم منو نشناخت البته ما ۱۰ سال همو از نزدیک ندیدیم و منم ماسک زدم پس عادیه


سوجون
با جونگکوک رفتیم داخل خیلی برای جونگکوک خوشحال بودم چون قرار عشقش رو بعد ۱۰ سال ببینه از طرفی خودم هم دلم برای خواهر کوچولوم تنگ شده وقتی رفتیم به مهمونا سلام کنیم ا.ت رو ندیدم .واقعا تعجب کردم چون ا.ت دختر ان تایمی بود .
با جونگکوک رفتیم توی جمع خانوادگیمون کاملا نبود ا.ت حس میشد .
دیگه مهمونا رفته بودن منم از اومدن ا.ت نا امید شدم .

ا.ت
لوران و تلما رفتن هتل منم اونجا موندم . داشتم به خانوادم نگاه میکردم (ا.ت دورتر نشسته بود) که یه خدمتکار اومد سمتم
خدمتکار:ببخشید خانم مهمونی تموم شده
×من با جئون بزرگ(پدر بزرگ ا.ت) کار دارم
بلند شدم و به سمت جمعشون رفتم .در حالی که ماسک هنوز رو صورتم بود گفتم
×......


HOLD ON TO NEXT PORT...
☆ENJOY☆

تر زدم نه؟
دیدگاه ها (۱)

☆-------------------------------------------------------☆MY ...

☆-------------------------------------------------------☆Fam...

بچه ها احتمالا دیگه نتونم ادامه بدم فیک هارو . ولی تموم سعیم...

☆-------------------------------------------------------☆MY ...

P⁴ا.ت از لوران خداحافظی کردم و رفتم خونه .دلم برای خانوادم خ...

::forced love:: Part 2 ::ا/ت: (چیزی نمیگه و یکم هول شده)جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط