اگه یه روزی میاد پای خدا، حرف عشق منو تو جدا جدا ثبت بشه
اگه یه روزی میاد پای خدا، حرف عشق منو تو جدا جدا ثبت بشه ،
اگه تو تنگ غروب حرف مردم ، بد و خوب ، کار رسوای ما رو بکنه،
اگه یه دشت بزرگ بشه از اشکم ریز ،
اگه یه سنگ صبور وقتی حرفامو شنید خاک بشه ، اگه سیر بشم از همه دنیا هم ، از تو من سیر نمیشم.
با تو شادم و بی تو غمگین ، قهر و ناز و گه گاهم ببین .
آدم ، سنگ سیاه نیست که آدم ، مگه نشنفتی که گفتن آدم ،
زندگی باهمه شادی و غمش با همه پیچ و خمش با همه بیش و کمش ،
باغ و بستان وبهشت واسشون ، غصه خوردن کار زشت واسشون.
اما من جور دیگم ، صید یک طور دیگم ،
با اینکه تو قلبم ریشه غم میکاری ،
بدونم مال منی ،
اگه با اینکه تو چشام دونه اشک میکاری بدونم دوسم داری ،
ریشه اشکام شور از چشام کنده میشه ،
لبام از شادی و خوشحالی پر از خنده میشه.
تو عزیری - تو عزیزی - تو عزیزی مثل جون ، زندگی ده مثل خون .
تو لطیفی - تولطیفی – تو لطیفی مثل گلهای بهار برای من یه معما مثل کار روزگار
اگه تو تنگ غروب حرف مردم ، بد و خوب ، کار رسوای ما رو بکنه،
اگه یه دشت بزرگ بشه از اشکم ریز ،
اگه یه سنگ صبور وقتی حرفامو شنید خاک بشه ، اگه سیر بشم از همه دنیا هم ، از تو من سیر نمیشم.
با تو شادم و بی تو غمگین ، قهر و ناز و گه گاهم ببین .
آدم ، سنگ سیاه نیست که آدم ، مگه نشنفتی که گفتن آدم ،
زندگی باهمه شادی و غمش با همه پیچ و خمش با همه بیش و کمش ،
باغ و بستان وبهشت واسشون ، غصه خوردن کار زشت واسشون.
اما من جور دیگم ، صید یک طور دیگم ،
با اینکه تو قلبم ریشه غم میکاری ،
بدونم مال منی ،
اگه با اینکه تو چشام دونه اشک میکاری بدونم دوسم داری ،
ریشه اشکام شور از چشام کنده میشه ،
لبام از شادی و خوشحالی پر از خنده میشه.
تو عزیری - تو عزیزی - تو عزیزی مثل جون ، زندگی ده مثل خون .
تو لطیفی - تولطیفی – تو لطیفی مثل گلهای بهار برای من یه معما مثل کار روزگار
- ۲.۲k
- ۲۳ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط