{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سایههایی که به نور ختم میشوند

سایه‌هایی که به نور ختم میشوند
پارت: ۷

جلسه ای توی کمپانی برگزار شد سکوت سنگین سالن کنفرانس، با سر و صدای متعارف گروه‌های دیگر درهم آمیخته بود. اعضای LE SSERAFIM و TXT در یک طرف میز نشسته بودند، و در سمت دیگه، اعضای BTS و cortis با هانا قرار داشتند. فضا برای یک جلسه کاری مشترک طراحی شده بود، ولی چیزی توی هوای اتاق سنگین‌تر از حد معمول بود؛ سنگینی‌ای که فقط درهم تنیدگی روابط شخصی سرچشمه می‌گرفت.
تهیونگ توی مرکز میز، بین هانا و جیهوپ نشسته بود. اون تلاش می‌کرد که توجهش را بین اسناد روی میز و اظهارات مدیران پخش کنه ولی انرژی‌ای که از سمت چپش میگرفت، تمام تمرکزش را دزدیده بود.
هانا یک دستش رو روی میز گذاشته بود و وقتی نکته‌ای خنده‌دار رو با تهیونگ در میان می‌گذاشت، دستش را به آرامی روی ساعد او می‌گذاشت،حرکتی طبیعی که برای او عادی بود ولی برای بقیه پیامی قوی داشت. لبخند تهیونگ گرم و بی‌پروایانه بود؛ لبخندی که مدتی بود جونگ‌کوک به سختی فرصت دیدنش رو توی خلوت خودش تجربه می‌کرد.
جونگ‌کوک، توی اون طرف میز، با اعضای TXT در حال بحث درباره مسائل فنی بود، ولی چشم‌هایش اصلا از اون دوتا جدا نمی‌شد. سایه‌ی حسادت، اول مثل یک موج گرمایی نامحسوس روی صورتش افتاد و به تدریج تبدیل به رنگ خاکستری تیره‌ای شد که حتی زیر نورهای سالن نیز قابل تشخیص بود. او تمام تلاشش را می‌کرد تا واکنشی نشان ندهد، اما این تلاش، خود نشانه‌ی بارز درگیری درونی‌اش بود.
جیمین که متوجه خیره شدن‌های طولانی جونگ‌کوک شده بود، آروم با آرنج به پهلوی اون زد و زمزمه کرد: «جونگ‌کوک، حواست کجاست؟»
درست در همین لحظه، یونجون از TXT با لبخندی شیطنت‌آمیز به سمت تهیونگ متمایل شد و با صدایی که کمی بلندتر از حد لازم بود، پرسید: «هیونگ‌ها، این همه صمیمیت در مورد پروژه جدیده؟ شنیدم رابطه‌ی تهیونگ-هیونگ و هانا خیلی خوب پیش میره، درست می‌گم؟»
سکوت ناگهانی سالن، فقط با صدای چکیدن قطرات آب‌دار شده در کولر گازی شکسته شد. نگاه‌ها به سمت جونگ‌کوک چرخید. صورتش بی‌حالت بود، ولی چانه‌هاش سفت شده و انگشتاش روی میز به آرامی می‌لرزیدند.
نامجون سریع مداخله کرد و با لحنی محکم اما دوستانه گفت: «یونجون، فقط یک همکاری کاریه. هانا خیلی حرفه‌ایه و تهیونگ هم مثل همیشه، با همه اعضا گرم و صمیمیه. چیزی بیشتر از کار نیست.»
اعضای دیگه BTS با سر تأیید کردند، ولی این دفاع جمعی، بیشتر شبیه یه پوشش بود تا حقیقت. جونگ‌کوک، بدون اینکه کلمه‌ای بگه، اسنادش را جمع کرد و به یونگی اشاره‌ کرد که آماده رفتنه. اون حتی به هانا نگاه نکرد
جلسه با یه پایان ناگهانی از طرف جونگ‌کوک تموم شد...

#بی_تی_اس #آرمی #کیم_نام_جون #آرم #کیم_سوک_جین #جین #مین_یونگی #شوگا #جانگ_هو_سوک #جی_هوپ #پارک_جی_مین #جیمین #کیم_تهیونگ #وی #جئون_جونگ_کوک #جونگ_کوک #دنس #کره_جنوبی
دیدگاه ها (۳)

عاشقشم#ایران #شیرینی #کشور #ایرانی #مورد_علاقه #خوشمزه

دوست دارم...#بی_تی_اس #آرمی #کیم_نام_جون #آرم #کیم_سوک_جین #...

سایه‌هایی که به نور ختم میشوند پارت: ۶نامجون با تهیونگ حرف ز...

سایه‌هایی که به نور ختم میشوندپارت: ۵آن شب، جونگ‌کوک دیگر آن...

bloody mansion

استاد اخمو ۴۲ ( آخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط