{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سایههایی که به نور ختم میشوند

سایه‌هایی که به نور ختم میشوند
پارت: ۵

آن شب، جونگ‌کوک دیگر آن جونگ‌کوک همیشگی نبود. ساکت بود، گوشه‌گیر، و نگاهش همیشه به جایی دور خیره می‌ماند. وقتی اعضا از او درباره‌ی حالش پرسیدند، فقط سر تکان می‌داد و می‌گفت: «خوبم».

تهیونگ هم متوجه این تغییر شده بود. از جونگ‌کوک فاصله گرفته بود، انگار که از او می‌ترسید. دیگر آن شوخی‌های یواشکی، آن نگاه‌های معنی‌دار، آن نزدیکی‌ها… همه چیز از بین رفته بود.

این دوری بین دو نفر، مثل یک موج نامرئی، در کل گروه پخش شد. جیمین، جین، نامجون، شوگا، و جی-هوپ همه متوجه این تنش شده بودند.

یک شب، جین در اتاق نامجون را زد.

«نامجون، این وضعیت درست نیست. تهیونگ و جونگ‌کوک… انگار از هم فرار می‌کنن.»

نامجون آهی کشید. «منم متوجه شدم. اما نمی‌دونم چی شده. انگار یه چیزی رو از ما قایم می‌کنن.»

جیمین وارد شد. «من فقط می‌دونم که جونگ‌کوک خیلی ناراحته. از وقتی اون روز… اون دختره…» حرفش را خورد.

شوگا که همیشه آرام بود، گفت: «باید یه کاری کنیم. اینطوری نمی‌تونیم ادامه بدیم.»

آنها تصمیم گرفتند که باید با تهیونگ و جونگ‌کوک جداگانه حرف بزنند...

#بی_تی_اس #آرمی #کیم_نام_جون #آرم #کیم_سوک_جین #جین #مین_یونگی #شوگا #جانگ_هو_سوک #جی_هوپ #پارک_جی_مین #جیمین #کیم_تهیونگ #وی #جئون_جونگ_کوک #جونگ_کوک #دنس #کره_جنوبی
دیدگاه ها (۲)

سایه‌هایی که به نور ختم میشوند پارت: ۶نامجون با تهیونگ حرف ز...

سایه‌هایی که به نور ختم میشوند پارت: ۷جلسه ای توی کمپانی برگ...

سایه‌هایی که به نور ختم میشوندپارت: ۴روز کنسرت نزدیک بود. تن...

سایه‌هایی که به نور ختم میشوندپارت: ۳هانا هر روز بیشتر و بیش...

استوری تهیونگ با سبیل♡#بی_تی_اس#آرمی#کیم_نام_جون#آرم#کیم_سوک...

#کیپاپ#نامجون #جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#جونگ کوک#تهیونگ#بی_تی_اس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط