{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم بازیگران زندگی

اسم : بازیگران زندگی

part14

(ویو ا.ت)
برگشت و فیلم رو نگاه کرد
*پرش زمانی به بعد از فیلم*
از سالن سینما بیرون اومدیم
ا.ت : خب خیلی خوش گذشت
جین : آره خیلی خوب بود
یهو گوشیم زنگ خورد...مامانم بود واییی الان چی بهش بگم
ا.ت : یه لحظه من رو ببخشید
رفتم اونور تر و تلفن رو جواب دادم
م/ا.ت:کجاییی تووو
ا.ت : آخ مامان کر شدم یکم آرومتر
م/ا.ت:جواب سوال منو بده
ا.ت : اومدم سینما
م/ا.ت:تنهایی؟
ا.ت : آره خب مگه چشه؟
م/ا.ت:اَه تو هم مثل باباتی...مطمئنی با یه پسر نرفتی؟🤭
ا.ت : اِ مامان بس کن
م/ا.ت:باشه باشه بس میکنم وقتی اومدی خونه برات دارم🔪
ا.ت : خیلی خب مامان منم دوست دارم خداحافظ
گوشی رو قطع کردم و برگشتم پیش جین و جونگکوک
ا.ت : خب من باید برم خداحافظ
جین : وایسا برسونیمت
ا.ت : نه لازم نکرده خودم تاکسی میگیرم
جونگکوک : برات یه تاکسی میگیرم
ا.ت : خیلی ممنون
جونگکوک برام یه تاکسی گرفت . ازشون خداحافظی کردم و سوار تاکسی شدم
*پرش زمانی به خونه*(ویو ا.ت)
م/ا.ت:ای دختره ی بی همه چیز صد بار بهت گفتم برگشتی برام از اون قرصا بیار تو مگه گوش نداری هاااا؟
ا.ت: مامان ببخشید حالا ۱ روز نخوری چیزی نمیشه قول میدم فردا بیارم
م/ا.ت : خیلی خب برو تو اتاقت تا اعصابم بهم نریخته و با همین دمپایی بیام سراغت
بدو بدو رفتم تو اتاقم
...
ادامه دارد🦋🕸
دیدگاه ها (۵)

اسم : بازیگران زندگیpart15(ویو ا.ت)بدو بدو رفتم تو اتاقم.یه ...

اسم : بازیگران زندگیادامه پارت ۱۵(ویو ا.ت)خانوم یون نبود که ...

اسم : بازیگران زندگیpart13(ویو ا.ت)خانوم یون : خب بسه دیگه ا...

اسم : بازیگران زندگیpart12(ویو جونگکوک)میخواستم اذیتش کنم پس...

پارت ۲ فیک مرز خون و عشق

Love and hate { عـشـق و نـفـرت }" part 16 " ویو ا.ت : صبح سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط