اسم بازیگران زندگی
اسم : بازیگران زندگی
part12
(ویو جونگکوک)
میخواستم اذیتش کنم پس گفتم
جونگکوک : حالا که انقدر مشتاقی...
ا.ت : چیییی نه نه نه من...فقط...میخواستم شوخی کنم...فقط همین
جونگکوک : ولی من شوخی نمیکنم
از لکنت زبونش میشد فهمید که داره سکته میکنه
ا.ت : داره... دی...دیر میشه بهتره...بر...بریم سینما تا...آقای کیم و خانوم یون منتظر نمونن .
ازش جدا شدم و دوباره راه افتادم اما اینبار سرعتم رو گم کردم
*پرش زمانی به ۱۵ دقیقه بعد داخل سینما*
(ویو ا.ت)
از ماشین پیاده شدم و وقتی من و جونگکوک وارد شدیم که بلیت بگیریم قبل از ما خانوم یون و جین بلیت گرفته بودن و منتظر ما بودن ، رفتیم سمتشون که جین گفت
جین : چرا انقدر دیر اومدین داشتین چیکار میکردین؟
جونگکوک : خانوم شین از سرعت میترسید منم آرم رانندگی کردم
زیر لب گفتم : آره جون عمت
جونگکوک : خانوم شین چیزی گفتین؟
ا.ت : نه آقای جئون فقط گفتم زود تر بریم چون مامانم خونه منتظرمه
جین : ما بلیت ها رو به زور گرفتیم چون که جا نبود هرنفرمون یه جا افتادیم ولی خانوم شین و جونگکوک کنار هم افتادن
ا.ت : یعنی من و آقای جئون پیش هم میشینیم؟!
خانوم یون : بله و من ردیف دومم و آقای کیم ردیف سوم شما دوتا هم ردیف شیشم
ا.ت : نمیشه به جای آقای جئون خانوم یون پیش من بشینه
جونگکوک : چرا ؟ من دوست دارم توی ردیف شیش بشینم
جین : اگر هم نخواید پیش هم بشینید نمیتونید چون من بلیت ها رو به اسم شما گرفتم
ا.ت : آها
خانوم یون : پسرم حالا بگو فیلم درباره ی چیه
جین : فیلم عاشقانه ست
ا.ت : کاشکی یه چیز دیگه میگرفتی آخه این فیلما مناسب ما نیست شاید مناسب خانوم یون باشه که از هممون بزرگتره
جونگکوک : نکنه آمادگی دیدن این فیلما رو نداری خانوم کوچولو ؟ چند سالته؟نکنه ۱۷ سالته؟!!
ا.ت : نه خیرم من منظورم این بود...
خانوم یون : خب بسه دیگه الان فیلم شروع میشه بریم داخل.
...
ادامه دارد🦋🕸
part12
(ویو جونگکوک)
میخواستم اذیتش کنم پس گفتم
جونگکوک : حالا که انقدر مشتاقی...
ا.ت : چیییی نه نه نه من...فقط...میخواستم شوخی کنم...فقط همین
جونگکوک : ولی من شوخی نمیکنم
از لکنت زبونش میشد فهمید که داره سکته میکنه
ا.ت : داره... دی...دیر میشه بهتره...بر...بریم سینما تا...آقای کیم و خانوم یون منتظر نمونن .
ازش جدا شدم و دوباره راه افتادم اما اینبار سرعتم رو گم کردم
*پرش زمانی به ۱۵ دقیقه بعد داخل سینما*
(ویو ا.ت)
از ماشین پیاده شدم و وقتی من و جونگکوک وارد شدیم که بلیت بگیریم قبل از ما خانوم یون و جین بلیت گرفته بودن و منتظر ما بودن ، رفتیم سمتشون که جین گفت
جین : چرا انقدر دیر اومدین داشتین چیکار میکردین؟
جونگکوک : خانوم شین از سرعت میترسید منم آرم رانندگی کردم
زیر لب گفتم : آره جون عمت
جونگکوک : خانوم شین چیزی گفتین؟
ا.ت : نه آقای جئون فقط گفتم زود تر بریم چون مامانم خونه منتظرمه
جین : ما بلیت ها رو به زور گرفتیم چون که جا نبود هرنفرمون یه جا افتادیم ولی خانوم شین و جونگکوک کنار هم افتادن
ا.ت : یعنی من و آقای جئون پیش هم میشینیم؟!
خانوم یون : بله و من ردیف دومم و آقای کیم ردیف سوم شما دوتا هم ردیف شیشم
ا.ت : نمیشه به جای آقای جئون خانوم یون پیش من بشینه
جونگکوک : چرا ؟ من دوست دارم توی ردیف شیش بشینم
جین : اگر هم نخواید پیش هم بشینید نمیتونید چون من بلیت ها رو به اسم شما گرفتم
ا.ت : آها
خانوم یون : پسرم حالا بگو فیلم درباره ی چیه
جین : فیلم عاشقانه ست
ا.ت : کاشکی یه چیز دیگه میگرفتی آخه این فیلما مناسب ما نیست شاید مناسب خانوم یون باشه که از هممون بزرگتره
جونگکوک : نکنه آمادگی دیدن این فیلما رو نداری خانوم کوچولو ؟ چند سالته؟نکنه ۱۷ سالته؟!!
ا.ت : نه خیرم من منظورم این بود...
خانوم یون : خب بسه دیگه الان فیلم شروع میشه بریم داخل.
...
ادامه دارد🦋🕸
- ۳.۹k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط