{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه هایت را همانند ِ شرابی داشتم

بوسه هایت را همانند ِ شرابی داشتم
آرزوهای محال و بی حسابی داشتم
چشم هایت، چشمه ای از چشمه ی مهتاب بود.
چشمه ای که پایِ آن هر شب،سرابی داشتم.
خواستم پا پس کشم از عاشقی،اما نشد
بی تو و دنیای ِ تو بد اضطرابی داشتم!!
قسمتم میشد اگر آغوش ِ پُر احساسِ تو،،!!
با تمام ِ پیری ام ،شور ِ شبابی داشتم.
بس تمام ِ عمر خود را در خیالت بوده ام
سینه ی ناکام خود را در نقابی داشتم.
من چرا اینگونه در حال و هوایت مانده ام؟
بی تو آخر من چرا حال ِ خرابی داشتم؟
آه،میدانی چرا با نام و یادت زنده ام؟
چونکه تصویر ِ تو را لای ِ کتابی داشتم!!!!
دیدگاه ها (۲۹)

كاش می دانستيم عشق...مثل برف نيست كه سرد و بی روح باشد مانند...

من میــنویسم از تو، تو میـنویسی از منانگار ما دو روحیم، در ا...

خواب دیدَم  یارِ مَه رویَم گُذَشتعَطرِ بُستان ، بَرّه  آهویَ...

دِلَم  خون کردی  و داغَم نَدیدیگُلی  از  بوته ی   باغَم  نَچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط