{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را

یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به آتش خواهم کشید.........

اما امروز حتی کبریتی هم روشن نمیکنم تاببینم او کجاست و با کیست.............

روزی که به دنیا آمدم در گوشم خواندند اگر می خواهی در دنیا خوشبخت شوی همه را دوست بدار.....

....حال که دیوانه وار دوستش دارم می گویند فراموش کن!!!!!!! alone
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

پارت هفت

یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به ...

یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به ...

یک روز احساس کردم اگر او را با یک غریبه ببینم تمام شهر را به...

یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به ...

یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط