{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را

یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به آتش خواهم کشید.........
 اما امروز حتی کبریتی هم روشن نمیکنم تاببینم او کجاست و با کیست.............
روزی که به دنیا آمدم در گوشم خواندند اگر می خواهی در دنیا خوشبخت شوی همه را دوست بدار.....
....حال که دیوانه وار دوستش دارم می گویند فراموش کن!!!!!!!
دیدگاه ها (۴)

وقتی که بچه بودم یه شب با یکی از خواهر زاده هام دعوام شد و پ...

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو ...

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی …دلت بگیره ولی دلگیری نک...

جواب همه سوالات تو یک کامنت باشه لطفاتوجه داشته باشید که با...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

پروانه جان

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

پارت هفت

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

Custom bride part : 6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط