{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی دعوا میگیرین ولی...

وقتی دعوا میگیرین ولی...
درخواستی دوستم.

میرا"
با هر ریتم جیغ میکشیدم
_باااب اسفنجی بااب اسفنجی.
با صدای در برگشتم . جونگکوک؟!
عصبی بهم خیره شده بود . از نگاهش ترسیدم ولی خودم و خونسرد نشون دادم .
_میشه بری بیرون؟!
ابرویی بالا انداخت و داخل شد و رو تخت نشست . نگاهم و به تلوزیون دادم دیگه اون ذوق رو نداشتم .
_احمق .
برگشتم سمتش قیافه اش به مستا می‌خورد.
_چیی؟!
جلو اومد و داد زد .
_احمق احمقققق!!!
چشمام گرد شده بود بغضی تو گلوم نشست . جلو اومد بازوم و گرفت و بلندم کرد به دیوار چسبوندم و دستشو رو گلوم گذاشت . نفسم رفت.
_ به چه جرأتی نگهبانه رو بغل کردی؟! هااان؟!
نمیتونستم حرف بزنم چشمام سیاهی میرفت عقب رفت که افتادم پایین .
سرفه میکردم .
_لیاقت نداری میرا . لیاقتت هرزه بودنه
خشکم زد .
ا الان اون به من گفت . هرزه؟!
بلند شدم دستم بالا اومد. و با شدت رو صورتش نشست سرش کج شد .
_هرزه؟! هرزه منم؟! یا تو تویی که دیدی پسرعموم بهم نزدیک شد ولی حرصت و رو من خالی کردی . ها؟!
نگاه خونیش تو چشمام نشست . احساس می‌کردم یکم از طوفان چشمش آروم شد .
_م من
عقب رفتم .
_برو بیرون .
با تته پته گفت
_و وایسا من ..متاسف..
با جیغ بین حرفش پریدم .
_برووووو بیرونننننن!
عقب رفت . چشماش گرد شد .
_ب باشه . بیا خونه . لطفا !
از اتاقک بیرون زد تو خودم جمع شدم .
"هرزه" "هرزه" "هرزه"
تو سرم تکرار میشد . مثل دیوونه ها سرم و گرفتم و داد زدم .
_بسهه !
بلند شدم و از اتاقک بیرون رفتم سمت خونه رفتم درو باز کردم .
بی توجه به نگاه خیرش از پله بالا رفتم و وارد اتاق خودم شدم و درو بستم .
قرص در آوردم و خوردم که در باز شد .
_ ح حالت خوبه؟!
برگشتم . لبخند تمسخر زدم
_حال یه هرزه برات مهمه جعون؟!
چشماشو محکم رو هم فشار داد .
تنه ای بهش زدم و از اتاق خارج شدم ‌
سمت آشپزخونه رفتم .
گشنم بود خیلی .
با دیدن غذای رو ی میز آب دهنم و نامحسوس قورت دادم.
لعنتی .
از قصد پیتزا سفارش داده؟!
بی توجه سمت یخچال رفتم آب خوردم .
از آشپزخونه خارج شدم و رو مبل نشستم تلوزیون رو روشن کردم پوففففف اینم همه چرت و پرت .
دیدگاه ها (۱)

وقتی دعوا گرفتین ولی...درخواستی دوستم. تلوزیون خاموش شد برگش...

وقتی دعوا گرفتین ولی.....درخواستی دوستم. میرا"غلطی زدم . چشم...

وقتی دعوا گرفتین ولی...درخواستی دوستم. درو بهم کوبوندم .عوضی...

وقتی سالگرد ازدواجتون رو فراموش میکنه....نگاهم و به صورتش دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط