ᏢᎪᏒᏆ 5
ᏢᎪᏒᏆ 5
+کاری نکردم!
رئیس:خانم پارکککک
رامین:برو تا خودشو جر نداده!
+بعدا به حسابت میرسم
فلش بک به اتاق رئیس-----»
رئیس:خانم پارک.
+بله؟
رئیس:امروز شما مرخصید.
+بله؟من که مرخصی ندارم!
رئیس:میدونم خودم بهت هدیه دادم.نیاز به استراحت داری.چون فردا با اقای کیم دوباره جلسه داری.(لبخند)میتونی بری(مهربون)
+بله خدانگهدار.:)
ویو داهی
((اخیش بلخره میتونم برم داداشمو ببینم.لباسامو عوض کردم و بدون خدافظی از رامین رفتم(بی ادب)
یک ماشین گرفتم تا خونه یک ربع مونده بود تا اینکه رسیدم.))
+ممنون اقا؛بفرمایید.
رفتم توی خونه با صحنه ایی که دیدم خشکم زد... .
اون
اون برادرم بود غرق خون!
+جیهون،جیهون،جیهونننن(داد،گریه)
اون مرده بـود
خماریییی😜😜
+کاری نکردم!
رئیس:خانم پارکککک
رامین:برو تا خودشو جر نداده!
+بعدا به حسابت میرسم
فلش بک به اتاق رئیس-----»
رئیس:خانم پارک.
+بله؟
رئیس:امروز شما مرخصید.
+بله؟من که مرخصی ندارم!
رئیس:میدونم خودم بهت هدیه دادم.نیاز به استراحت داری.چون فردا با اقای کیم دوباره جلسه داری.(لبخند)میتونی بری(مهربون)
+بله خدانگهدار.:)
ویو داهی
((اخیش بلخره میتونم برم داداشمو ببینم.لباسامو عوض کردم و بدون خدافظی از رامین رفتم(بی ادب)
یک ماشین گرفتم تا خونه یک ربع مونده بود تا اینکه رسیدم.))
+ممنون اقا؛بفرمایید.
رفتم توی خونه با صحنه ایی که دیدم خشکم زد... .
اون
اون برادرم بود غرق خون!
+جیهون،جیهون،جیهونننن(داد،گریه)
اون مرده بـود
خماریییی😜😜
- ۱.۰k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط