{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏

‏
‏
سلام؛ ‏دوست خدا بودن سخت نیست، پیرمردی هر روز تو محله می دید پسرکی با کفش های پاره و پای برهنه با توپ پلاستیکی فوتبال بازی می کرد،
روزی رفت یك جفت کتانی نو خرید و آمد و به پسرک گفت بیا این کفشها رو بپوش
پسرک کفشها رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت شما خدایید
پیرمرد لبش را گزید و گفت نه
پسرک گفت پس دوست خدایی چون من دیشب فقط به خدا گفتم کفش ندارم.....
دیدگاه ها (۱)

♥♡♥♡

واقعا موافقم...

یکی از زیباترین متن هايي که تا حالا خوندم

اگر کريستف کلمب زن داشت امريکا کشف نمي شد! چون زنش مي گفت:1....

پسرکی جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید :خانم، تو رو خ...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

#چندخاطره🔸واو به واو این خاطرات شهیده واعظی بسیار خواندنی اس...

beach 𝖕𝖆𝖗𝖙۱ویو جنیباد شور دریا، موهای بلند و خرمایی جنی رو ب...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

🍰 پارت اول | اولین لبخندصدای زنگ کوچکی که بالای در قنادی نصب...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝘼𝙛𝙩𝙚𝙧 𝙎𝙩𝙤𝙧𝙮 : (real end)تهیونگ کی...

رمان:تاوقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط