{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسوزد خانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردی

بسوزد خانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردی
یکی را کرده ای چون شمع ، یکی را با صفا کردی

چه عشاقی که در راهت شدن مجنون و دیوانه
چه جانها در رهت رفتن ، بلا در جان ما کردی

چرا ای عشق لا مذهب، چنین بیمار و غمگینم
چرا احساس و روحم را ، مثال بچه ها کردی

ازاول خوب و زیبایی ، و درمان میکنی غم را
تو ای احساس بی همتا ، چرا با من جفا کردی
دیدگاه ها (۴)

‏غزلی نوشته مجنون،برسد به دست لیلینَفَسم بگو کجایی که ستاره ...

دستانم تشنه ی نوازش دستهای مردانه ی توست ای که هیبت مردانه ا...

‌ ای زلیخا یوسف چاهت منمکشتهٔ آن صورت ماهت منمای زلیخا لحظه ...

‌ با تو هستم عشق شور انگیز، گریانم مکناز شروع عاشقی ؛ زار و ...

[ عشق من ] part3 (با اینکه لایکا به ۵ تا نرسید ولی طاقت نیاو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط