{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو بر گورم بخواهی بوسه دادن،

چو بر گورم بخواهی بوسه دادن،

رُخم را بوسه ده! که اکنون همانیم !


[بوسۀ یک شهید (علیرضا موحد دانش) برجبین شهیدی دیگر (غلامعلی پیچک)]

رفیقانم سفر کردند، هر یاری به اقصایی،
خلافِ من که بگرفت است دامن در مُغیلانم!


اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک
دیدگاه ها (۴)

تا آب شدم ،سراب دیدم خود را،دریا شدم، حباب دیدم خود را،آگاه ...

زخاکِ من اگر گندم برآید، از آن گر نان پزی، مستی فزاید، خمی...

رها کن تا چو خورشیدی قبایی پوشم از آتش،در آن آتش چو خورشیدی ...

ای سلیمان! در میان زاغ و باز،حلم حق شو، با همه مُرغان بساز !...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط