{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای سلیمان! در میان زاغ و باز،

ای سلیمان! در میان زاغ و باز،

حلم حق شو، با همه مُرغان بساز !

مُرغ جبری را زبان جبر گو،

مُرغ پر اشکسته را از صبر گو،

ما نه مُرغان هوا نه خانگی،

دانۀ ما دانۀ بی دانگی!!
دیدگاه ها (۲)

رها کن تا چو خورشیدی قبایی پوشم از آتش،در آن آتش چو خورشیدی ...

چو بر گورم بخواهی بوسه دادن، رُخم را بوسه ده! که اکنون همان...

فانی بودن «دنیا و مافیها» در نالۀ ناقوس دیرِ نصارا: حارث اعو...

تا هنوز «تشنه ام» وتا «هنوز» صبر می کنم !

#Strawberrywhiskey #IU PART:16جیمین: توجا میلی؟ مافیا بدون ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط