جزای عشق

.

جزای عشق

رهگذر عاشق نشو جایی برای عشق نیست
در شب تاریک من، حال و هوای عشق نیست

از رمق افتاده ام، بی طاقتم اما کسی
مثل این افتاده هرگز پا به پای عشق نیست

هرکسی با شعر هایم خوش نوایی می کند
بعد تو گوشم بدهکار نوای عشق نیست

من نمی فهمم چرا یوسف به این شدت بد است!
او نمی فهمد که رسوایی جزای عشق نیست

زاهدان این شاعر دیوانه را بیرون کنید
جمع کن این سفره را اینجا که جای عشق نیست

عاشقش باشی، ز تنهایی به رسوایی رسی
زاهدان در اشتباهید این سزای عشق نیست

حسین حیدری"رهگذر"

https://telegram.me/Heidari_official2
دیدگاه ها (۱)

وابسته بر نگاه شقایق شدن بد استدرگیر خیرگی به دقایق شدن بد ا...

حالت چشم توای که از رفتن خود قلب تو را لرزاندممن چه کردم که ...

سرای مهیبهمیشه بی تو غریبم در این دیار غریبقسم به باور عشقت ...

نیمه نا کاملحوالی تو که هم صحبتت شدم کافیستبه فال نحس، اگر ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط