{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"جفت آدم ...

"جفت آدم ...
یک جایی توی دنیا مشغول است. ...
فقط باید پیدایش کنی"
جمعیت زیاد است ...
و جفت ها قروقاطی....
پیدا کردنش سخت است....
بابام همیشه ...
جوراب های لنگه به لنگه می پوشید... مادرم حیفش می آمد ...
جورابی را که لنگه نداشت ...
دور بیندازد....
فکر می کرد... لنگه ی دیگرش پیدا می شود....
هیچ وقت هم پیدا نمی شد...
دیدگاه ها (۱)

از میان همه‌ی زندان‌هایی که گرفتارش هستیم و از همه‌ی زنجیرها...

ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭﯼ درزندگی ﭼﯿﺴﺖ؟ﮔ...

صدایی پرسید:من وکیلم برتو ؟که بسازم یه بیتی بر عشق ؟که بسازم...

هر دختری در زندگی خود ، جهانی کوچک دارد .همان جایی که بدون ه...

خفاش نقره ای پارت چهاردهم

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:21با خنده وارد بار شدند و بوی تیز الکل و دود انو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط