{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت ۷:

قسمت ۷:
بهم چشمک زد
_خب حالا چرا اومدی اینجا جا قحطی بود؟
_سوال داشتم.
_چه سوالی؟
_خب من تازگیا عاشق یکی شدم.
_خب چرا اومدی پیش من؟
_چون میخوام از تو کمک بگیرم ؟
_چطوری به یه نفر بگم دوسش دارم ؟به طور رمانتیک.
خب اول ببوسش بعد بگو دوست دارم....
اونم منو بوسید و گفت دوست دارم لبخند زدم
_منم همینطور
بغلم کرد..
من به مراتع از این لوس بازیا در میارم ولی اون لحظه خودمو فراموش کردم
با کیا رفتیم بیرون هوا بخوریم
_میبینم دوتا عاشق با هم خلوت کرده بودن
_در مورد کی حرف میزنی؟
_بکهیون...
چشام هشت تا شد از کجا فهمیدی؟
_مثل اینکه هنوز منو نشناختی تو دست کنی تو دماغت من میفهمم
با مشت زدم به شونش کثافط فوضول...
_خخخ راحت باش به کسی نمیگم ولی بلاخره همه میفهمن
_بفهمن که چی؟
_هیچی..
دوتا آبمیوه گرفتیم..
رفتیم گشتیم بعد اومدیم خونه
رفتم تو اتاقم بکی اون جا بود با قیافه ی هیجان زده
_چیزی شده؟
_حدس بزن...
_نمیدونم خودت بگو..
_قراره موزیک ویدیو با هم بازی کنیم
_یعنی ما دوتا گروه؟
_آره....
خب باید آهنگ بنویسیم
نگران نباش سوهو کیا با هم نوشتن
_باهم؟
_اوهوم..
نیشم وا شد
جون من عاشق آتو ام ....‌
دیدگاه ها (۳)

قسمت۸:آخیش این ام وی تموم شد...این یکی بعد دوروز ۱۴میلیون با...

قسمت۹:چشمامو وا کردم دردم کمتر شده بود.من:چیشده؟من کجام؟کیا:...

قسمت۶:پوزخند زدم...رفتیم واسه ام وی بعدی دو روز طول کشید و ا...

قسمت۵:یه روز که یخمون آب شده بود سر میز شام بگو بخند بود...ک...

P:10"ویو تهیونگ"این بچس بچس منم بچگی کردم ولی خیلی بهم حال د...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط