{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر:سلام عزیزم خوبی؟

پسر:سلام عزیزم خوبی؟
دختر: نه عشقم... یه اتفاق بدی افتاده
پسر: اتفاق بد؟ چی شده؟
دختر: فکر کنم وقت جداییمون رسیده
پسر : چی؟ ولی چرا آخه؟
یه خونواده منو میخوان واسه پسرشون... شرایطشونو گفتن واسه خونوادم
مامان بابای منم راضین...
اومدم واسه همیشه ازت خداحافظی کنم.
به خاطر همه چی ازت ممنونم ، به خاطر محبتات، دلگرمی هات ... خاطرههای دو نفرمون...(دختره زد زیر گریه)
دختر : من باید برم نیم ساعت دیگه مامان پسره میاد خونمون که منو ببینه
میخواس بره خونشون یهو پسره دستشو گرفت!!
دختره گفت: دیوونه شدی ؟
پسره گفت: اشکاتو پاک کن نفسم...
دوست ندارم نیم ساعت دیگه مامانم عروسش رو ناراحت ببینه....
دیدگاه ها (۴۴)

طرف میگه بهترین خاطرات من مربوط به سفر کربلاستمیگن: به به. ...

صندوق عقب ماشین ها در کشور های مختلف...آمریکا:کمک های اولیه ...

ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﭼﯽ ﺧﯿﻠﯿﯿﯿﯽ ﺁﺩﻣﻮ ﻣﯿﺴﻮﺯﻭﻧﻪ ؟ . . . . . . . . . . . . ....

ولنـــــــتایـــــــن نزدیــــــــکـــــه √ خوشبـــــحال ا...

پارت39 قمار یا زندگی

برادر ناتنی من Part 2ویو جنا از خواب بیدار شدم و رفتم دست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط