زل زدم به چشماش
زل زدم به چشماش
بهش گفتم دوسِت دارم
یه لحظه بی حرکت موند
چشماش رو درشت کرد
دستش رو گذاشت رو صورتش
گفت:
یه بار دیگه بگو!
دوباره گفتم دوست دارم
دستش رو برداشت
چشماش پر از دوست داشتن شده بود
بهش گفتم دوسِت دارم
یه لحظه بی حرکت موند
چشماش رو درشت کرد
دستش رو گذاشت رو صورتش
گفت:
یه بار دیگه بگو!
دوباره گفتم دوست دارم
دستش رو برداشت
چشماش پر از دوست داشتن شده بود
- ۵.۳k
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط