{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p8

p8
ویو کوک
اره من عاشق ات بودم ولی اون نه معلوم بود
شب رفتم بیرون با یه دسته گل برگشتم
خوابگاه

کوک:ات ات

ات:بله

کوک:سلام خوبی

ات اره خوبم

کوک بیا این شاخه گل برای تو

ات مرسی دستت درد نکنه

کوک خواهش میکنم

پرش زمانی به فردا

بعد کلاس تصمیم گرفتم برم بیرون داشتم میرفتم که

جلوی روی سرم کیسه ای کشیده شد

چند ساعت بعد

بیدار شدم توی

یه اتاق بودم

کلی وسایل شکنجه توش بود

ات :کی منوووو اورده اینجا کمککککک با داد

بعد چند مین یکی اومد تو اتاق

ببخشید کم بود

ولی بنظرتون اون کی بوده ؟؟

چون کم گذاشتم شرایط کمه
8 لایک
6 کامنت
دیدگاه ها (۱۴)

عیدتون مبارگکککککک

بیاید توکامنتا درباره ی سوتی هایی که تازه ارمیا شدیم رو برا...

اینم از یکی از کانال های برنامه مه ی دی گه پیدا کردم نظر شما...

اومدم فکر کردم گفتم که خب در رابط با این ویدئو باید بهتون‌بگ...

part40 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》پاشدم که برم وسایل رو جمع کنم ...

شب تولدم پارت 2ات: مرسیپرش ساعت 9جونگ کوک: بریم وسایل رو بزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط