{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منشی:ددی

منشی:ددی
کوک:ددی زنیکه هرزه به من میگی ددی
منشی :کوک من دوست دارم بیا باهم باشیم
کوک :کوک ههه من از هرزه هایی مثل تو حالم بهم میخوره زنیکه دیگه یمن نگوکوک«نعره»
منشی:,پس چرا اون جنده میگه کوک اونو ببر اتاق شکنجه بکشش
کوک :ههه اون دختر اسمش کیم آت هست جنده مثل تو نیست بعدا اون با تو فرق داره
منشی:چه فرقی داره
کوک :اون دختر ...
منشی :اون یه سگ وحشی بیشتر نیست
کوک ؛اون دختر خواهر کیم تهیونگ و بهترین دوست منه
منشی :چی اون خواهر آقای کیم بودن ببخشید
کوک:نه دیگه ببریدش اتاق شکنجه
منشی :نه ببخشید ببخشیددد
کوک :خدافظ برای همیشه بکشیدش
دیدگاه ها (۰)

باید برم آت رو پیدا کنم آت آت کجایی رفتی ویو آت :پسر۱: ببخشی...

ویو آت :دیدم یهو صدای شکستن یه چیزی آمد و دستم درد گرفت چشما...

کوک :آنقدر نمک نریز جوجه آت :باشه مرد دراز کوک :رسیدیم آت با...

آت :شوخی کردم باهات هانا :مگه نمی‌بینی قلب من ضعیفه آت: بله ...

#چرا- من PART,-5کوک آره ولی خیلی آبجی خوشگلی داری ته کوک چرا...

"I fell in love with someone'' (P10)ا.ت : تو اتاق خودت اینه ...

ممنون که میخونی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط