{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تراکت و کاغذ هایم را بگیر...

تراکت و کاغذ هایم را بگیر...
میخواهم زود تمام کنم
و به خانه ام بروم...
خانه ام پر شده از انتظار
انتظار امدن من
انتظار یک بسته نان
و شاید کیسه ای برنج
آن هم بعد چند ماه

تراکت هایم را بگیر
و از کنارم با چهره ای سرد
و بی انکه خستگی تنم را حس کنی
رد نشو...
شاید مادری دارم که
روز هاست بوی مرغ سرخ کرده ی
همسایه مان او را گرسنه تر میکند...

شاید پیر مردی باشم که دختران
دم بخت او ماه هاست که
پختن برنج را فراموش کرده اند
و شاید ان جوانی باشم که
کودک خردسالش مدت هاست که میگوید:
"بابای فردا قولت را فراموش نکن
قول آن عروسک باربی که شبها کنارم بخوابد"
تراکتم را بگیر نمیخوام تمام درد هایم را بازگو کنم ...
رد نشو و بگیر تا صاحب کار دستمزدم را
بدهد و من هم کمی خوشی را به خانه ام ببر



#kurdishfile


#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۴۳)

ئه ورو یه کشه ممه؛ ئه مرویه شه ممه ‌؛ امروز یکشنبه؛ ۳۱گه لاو...

قدمت 60000ساله زندگی درغارشانه در کوردستان ﻏﺎﺭ شانەدر ‏( ﺑﻪ ...

دختر کوردی که آنقدر جنگید تا به قلب منبج رسید و پیشانی یک پی...

کجای جهان دیده شده!یک زن!بدون حقوق!حتی یک دلار...به جنگ وحشی...

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

من مدت‌هاست دیگر از چیزی شکایت نمی‌کنم .شاید چون برای شکایت ...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط