{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵

پارت ۵


ران : حسمون یکیه
ریکو : نه خیر اینطور حس نکنید فقط اذیتم نکنید همین
ران : باشه باشه
ریکو : الانم بغل میخوام دوست داری بد بدون دوست داری خوب ولی من خیلی بغلیم ( اخم کیوت)
ران : باشه بیا
( ریکو رو کشید تو بغلش )
ریکو : ممنون
گذر زمان
صبح که بیدار شدم چهره ی ران اولین چیزی بود که دیدم
ریکو : جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
ران : یا خداااااااااااااااااااااااااااااااااا چی شد کی بود کر شدمممممم چه مرگته
ریکو : تو چرا پیش من خوابیدییییییی
ران : چون گفتی بغلی ای منم اومدم بغلت کردم
ریکو : ه...ها.....ب...باشه
گذر زمان
ران : ریکو من میبرمت مدرسه
ریکو : نمیشه نرم
ران : مایکی منو می‌کشه
ریکو : ب...باشه ولی تو هم باهام بیا وقتی هیچ دوستی ندارم همه اذیتم میکنن لطفاً
ران : باشه برو کفشتو بپوش تا من بیام
ریکو : ممنون ران

ببخشید کوتاه بود به احتمال زیاد الان پارت بعدو میدم
دیدگاه ها (۲۸)

می‌دونم ضایعه ولی واقعا همیشه خجالت میکشم 😅

پارت فکنم .... ولش کنین بابا پارت مهم نیست بخونین از دید ریک...

این الان چی شد ؟

پارت ۵ران : چیییییی ری....ری...کو چان ( قورت دادن آب دهن ) ،...

رمان مثلث عشقی

واکنششون وقتی که با دمپایی می زنینشون پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط