{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌾

🌾
آه ای صبا . . .
چون تو مدهوشم من
خود فراموشم من
خانه بر دوشم من
خانه بر دوش

من در پی اش کو به کو افتادم
دل به عشقش دادم
حلقه در گوشم من
حلقه در گوش

گر در کویش برسی برسان
این پیام مرا
بی چراغ رویت
من ندارم دیگر
تاب این شب های سرد و خاموش
هرگز هرگز باور نکنم
عهد و پیمان ما شد فراموش

ای جان من غرق سودای تو
بی تماشای تو
دل ندارد ذوق گفتگویی

شبها مرغ لب بسته منم
دل شکسته منم
تا سحر بیدارم
سر به زانو دارم
برنخیزد از من های و هویی
بی تو سیر گل را چه کنم
گل ندارد بی تو رنگ و بویی
دیدگاه ها (۳)

🌾شنبه، از خودت بیزاری چون جمعه نتوانستی صدایش را بشنوییکشنبه...

در زندگی بعدی ام "گُل" خواهم شد ؛ تا خودم را به روان های خست...

یک روز آرزو کردم زودتر بزرگ شوم که کفش هایم پاشنه های بلند د...

💔آنقدر نگذاشتی ببوسمت که بوسیدن را هم ممنوع کردند! و حالا که...

پارت سیزدهم *ژنرال درحالی که تازه بیدارشده بود به دور ور نگا...

the ghost pt3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط