پارت ۲
پارت ۲
ساعت ۱۰ و ۲۹ دقیقه شب_جونگکوک:
نمیدونم کجا داشتن منو میبردن ولی حدود ۲ ساعت طول کشید.موقعی که تو ماشین بودم دستم رو بسته بودن.میخواستن پیاده ام کنن که سعی کردم مقاومت کنم ولی براشون مهم نبود و منو کشیدن تا داخل اون عمارت چشم گیر.همینطور کشیده شدم تا اینکه جلوی همون مافیایی که اطلاعتشو هک کرده بودم انداختنم.یکی از دستهامو از پشت گرفتن و اون مافیاعه "جونگکوک هنوز اسم دقیقی از تهیونگ نداره " صورتمو گرفت و گفت:
تهیونگ:بهت اخطار داده بودم پسر کوچولو،بهت گفتم داری با دم شیر بازی میکنی
و بعد کشیدم جلوی یکی از اینه های قدی تو محیط اون خونه.من سرم پایین بود و اون دو طرف صورتم رو گرفت و سرم رو اورد بالا و گفت:
تهیونگ:خوب به خودت نگاه کن
و بعد دوباره کشیدم جلوی پاش و خودش نشست رو مبل.
ساعت ۱۰ و ۲۹ دقیقه شب_جونگکوک:
نمیدونم کجا داشتن منو میبردن ولی حدود ۲ ساعت طول کشید.موقعی که تو ماشین بودم دستم رو بسته بودن.میخواستن پیاده ام کنن که سعی کردم مقاومت کنم ولی براشون مهم نبود و منو کشیدن تا داخل اون عمارت چشم گیر.همینطور کشیده شدم تا اینکه جلوی همون مافیایی که اطلاعتشو هک کرده بودم انداختنم.یکی از دستهامو از پشت گرفتن و اون مافیاعه "جونگکوک هنوز اسم دقیقی از تهیونگ نداره " صورتمو گرفت و گفت:
تهیونگ:بهت اخطار داده بودم پسر کوچولو،بهت گفتم داری با دم شیر بازی میکنی
و بعد کشیدم جلوی یکی از اینه های قدی تو محیط اون خونه.من سرم پایین بود و اون دو طرف صورتم رو گرفت و سرم رو اورد بالا و گفت:
تهیونگ:خوب به خودت نگاه کن
و بعد دوباره کشیدم جلوی پاش و خودش نشست رو مبل.
- ۱۰۳
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط