پدرخوانده
پدرخوانده
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۲۳
زبان راوی
دکتر بعد از چند مین اومد بالا سر یوری
ویو جونگ کوک
دکتر اومد
&اقای جئون برید بیرون
-باشه(❄️)
از اتاق رفتم بیرون وجلوی در منتظر موندم بعد از چند مین دکتر از اتاق اومد بیرون
-حالش چطوره(❄️)
&حالشه خوبه ولی مشکل تنفسی پیدا کرده
-چی(بغض)
دکتر رفت و منم رفتم تو اتاقی که یوری بود
-من چرا این بلا را سر عشقم اوردم یوری تروخدا بیدار شو من غلط کردم(بغض)
همینطوری داشتم با یوری حرف میزدم که یدفعه انگشت اشارش تکون خورد
+اخ....سرم
-یوری معذرت میخوام
ویو یوری
از خواب بلند شدم دیدم جونگ کوک بغلم نشسته ولی بهش اهمیت ندادم
-یوری من واقعا معذرت میخوام
+مهم نیست برو بیرون(❄️)
-باشه(بغض)
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۲۳
زبان راوی
دکتر بعد از چند مین اومد بالا سر یوری
ویو جونگ کوک
دکتر اومد
&اقای جئون برید بیرون
-باشه(❄️)
از اتاق رفتم بیرون وجلوی در منتظر موندم بعد از چند مین دکتر از اتاق اومد بیرون
-حالش چطوره(❄️)
&حالشه خوبه ولی مشکل تنفسی پیدا کرده
-چی(بغض)
دکتر رفت و منم رفتم تو اتاقی که یوری بود
-من چرا این بلا را سر عشقم اوردم یوری تروخدا بیدار شو من غلط کردم(بغض)
همینطوری داشتم با یوری حرف میزدم که یدفعه انگشت اشارش تکون خورد
+اخ....سرم
-یوری معذرت میخوام
ویو یوری
از خواب بلند شدم دیدم جونگ کوک بغلم نشسته ولی بهش اهمیت ندادم
-یوری من واقعا معذرت میخوام
+مهم نیست برو بیرون(❄️)
-باشه(بغض)
- ۳.۱k
- ۳۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط