{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هفته معلم زنگ زدم به مادر شوهرم گفتم :مادرشوهر عزيز هفته

هفته معلم زنگ زدم به مادر شوهرم گفتم :مادرشوهر عزيز هفته معلم روتبریک میگم.
باتعجب گفت منکه معلم نیستم







حتما که نباید معلم باشین.
همینکه شوهرمو درس میدین کافیه!!(mad)

والا...
دیدگاه ها (۷)

اگه گفتین چرا زنبوراى عسل همش گل میخورند؟؟؟...............چو...

یه دختره صب بم pm داده :"جَلام ...تو جِلَد خوکصلی فَلات بچَم...

زندگی جاریستنمیدونم شایدم مادر شوهری خواهر شوهری چیزی باشه، ...

همش میگن تو چرا اینقد تپلي !........بابا من تپل نیستم فقط وا...

رمان(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

پارت پانزدهم[فصل اول] | یک تشویق غیرمنتظره 🌸✨بعد از عوض کردن...

پارت نوزدهم [فصل اول] | آغاز پروژه‌ی گروهی 📚✨یک هفته بعد...ص...

╭─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╮💜 پارت 47 💜╰─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╯📚 ویو آت | کلاسجیا آر...

KIM V

برده عمارت جئون

اسم فیک: عشق آبی p19شی ووک: *تلفنم زنگ خورد*... بله؟... سلام...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۸پیامک اومد دیدم ریچارده زدم روش عرر برنده شدم از خوشحا...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط