{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۲:

پارت ۱۲:
پیر زن آب دهانشو قورت داد و با صدای رسا به مرد گفت :《دختر من فقط با نامزدش بوده ،تو به این میگی هرزگی ؟!
منم هر جور زندگی کنم به دخترم ربطی نداره ،من سالهاست که از او دور شدم تا اون بتونه خوب زندگی کنه .》

تهیونگ با عصبانیت گفت :《خوب زندگی کنه !!! آها پشت دست دخترتم دیدی ؟!》

شوگا که همه این اتفاقات رو اعصابش بود جین رو به سمت مرد هل داد ،مرد که خواست جین را به سمتی پرتاب کند ،شوگا در همان لحظه چاقوی کیک بری را برداشت و قلب مرد را نشانه گرفت.
دیدگاه ها (۱)

مردهای دیگر به سمت شوگا رفتن و همه اعضا دست پاچه شده بودن ،آ...

یوری به سمت مادرش رفت و گفت :《حالت خوبه مامان ؟》بعد با بغض و...

صاحب رستوران به یکی از مردها گفت :《هی بدرد نخور!یه شیشه شراب...

همه با تعجب به زن و یوری نگاه می‌کردند. صاحب رستوران برای آن...

وقتی نمی دونی مافیاست و....صفحه چت ات و جین ات : اقا خوشگله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط