صاحب رستوران به یکی از مردها گفت :《هی بدرد نخور!یه شیشه ش
صاحب رستوران به یکی از مردها گفت :《هی بدرد نخور!یه شیشه شراب برام بیار میخوام مهمونی بگیرم .》
یکی رفت تا شراب بیاره ،ولی صاحب رستوران داستان دختر را قبل از رسیدن او برای بقیه گفت.
_اینکه این دختر یه نامزدی داشته و مادر نامزدش خواسته بوده که دختره پیش پسرش بمونه ،ولی مادره میوفته و میمیره !!!حالا پسر دخترو پس زده و با بقیه میگرده.
یکی رفت تا شراب بیاره ،ولی صاحب رستوران داستان دختر را قبل از رسیدن او برای بقیه گفت.
_اینکه این دختر یه نامزدی داشته و مادر نامزدش خواسته بوده که دختره پیش پسرش بمونه ،ولی مادره میوفته و میمیره !!!حالا پسر دخترو پس زده و با بقیه میگرده.
- ۱.۰k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط