{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صاحب رستوران به یکی از مردها گفت :《هی بدرد نخور!یه شیشه ش

صاحب رستوران به یکی از مردها گفت :《هی بدرد نخور!یه شیشه شراب برام بیار میخوام مهمونی بگیرم .》

یکی رفت تا شراب بیاره ،ولی صاحب رستوران داستان دختر را قبل از رسیدن او برای بقیه گفت.

_اینکه این دختر یه نامزدی داشته و مادر نامزدش خواسته بوده که دختره پیش پسرش بمونه ،ولی مادره میوفته و میمیره !!!حالا پسر دخترو پس زده و با بقیه میگرده.
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۲:پیر زن آب دهانشو قورت داد و با صدای رسا به مرد گفت :...

مردهای دیگر به سمت شوگا رفتن و همه اعضا دست پاچه شده بودن ،آ...

همه با تعجب به زن و یوری نگاه می‌کردند. صاحب رستوران برای آن...

پارت ۱۱:صاحب رستوران خواست حرف بزند اما یکی از مردها موی دخت...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

ابلیس

پارت ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط