نامحسوس پارت
نامحسوس پارت۹_
ویوا.ت°
بعد از رسوندن لیا به خونش به راننده ی تاکسی آدرس خونمو دادم بعد از چند مین منم رسوند 🗿بعد از حساب کردن پول کرایه ی تاکسی رفتم سمت آپارتمان چون خونه ی منو کای در طبقه ی سومه و ازشانس بدم آسانسور خرابه مجبور شدم با این همه خستگی از پله ها استفاده کنم😥.....
وقتی رمز درو زدمو وارد خونه شدم سروصدای خاصی از داخل خونه میومد انگار کای مهمون دعوت کرده بود که اصلا هم از برادر الاغ من بعید نبود😔
سریع کفشامو درآووردم با کفشای مخصوص خونه عوضشون کردمو رفتم سمت پذیرایی وقتی وارد پذیرایی شدم دیدم انگاری کای هفتا از دوستاشو دعوت کرده بودو داشتن پیتزا میزدن🍕
تا به خودم اومدم دیدم همشون بلند شدنو سر و وضع
شونو مرتب کردن
ا.ت:اوو سلام به همگی ببخشید مزاحم شدم نمی دونستم کای مهمون دعوت کرده[درحال چپ چپ نگا کردن به کای😒]
ادامه دارد.........
ویوا.ت°
بعد از رسوندن لیا به خونش به راننده ی تاکسی آدرس خونمو دادم بعد از چند مین منم رسوند 🗿بعد از حساب کردن پول کرایه ی تاکسی رفتم سمت آپارتمان چون خونه ی منو کای در طبقه ی سومه و ازشانس بدم آسانسور خرابه مجبور شدم با این همه خستگی از پله ها استفاده کنم😥.....
وقتی رمز درو زدمو وارد خونه شدم سروصدای خاصی از داخل خونه میومد انگار کای مهمون دعوت کرده بود که اصلا هم از برادر الاغ من بعید نبود😔
سریع کفشامو درآووردم با کفشای مخصوص خونه عوضشون کردمو رفتم سمت پذیرایی وقتی وارد پذیرایی شدم دیدم انگاری کای هفتا از دوستاشو دعوت کرده بودو داشتن پیتزا میزدن🍕
تا به خودم اومدم دیدم همشون بلند شدنو سر و وضع
شونو مرتب کردن
ا.ت:اوو سلام به همگی ببخشید مزاحم شدم نمی دونستم کای مهمون دعوت کرده[درحال چپ چپ نگا کردن به کای😒]
ادامه دارد.........
- ۶۰۱
- ۱۴ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط