{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی جونگکوک

چندشاتی جونگکوک

part 14

بورام و ملن دنبال جونگکوک به حیاط رفتن..

-خب.. ملن.. میخوام بهت یچیز بگم..

• چیزی شده عمو؟

-نه.. فقط.. بورام.. تورو دوست داره

•چی؟!

به بورام نگاه کرد...

■ خب.. درسته.. عاشقتم

•من.. نمیدونم‌چی‌بگم.

-من میرم.. شماها راحت باشید

لبخندی زد و به بورام‌چشمک زد

وارد خونه شد..

■ من دوستت دارم.. تو‌چطور؟

•خب.. راستش.. نمیدونم چی بگم..

■ درک میکنم.. شاید کس دیگه ای رو دوست داشته باشی یا..

تا خواست چیزی‌بگه ملن بوسیدتش..

•منم‌دوستت دارم‌شاهزاده کوچولو

the end.
دیدگاه ها (۱۶)

چندشاتی شوگاpart 1 طبق روز های عادی..یا لباس راحت پوشیدم و و...

چندشاتی شوگاpart 2بعد از چند دقیقه‌تمرین کردن شروع کردیم به ...

چندشاتی جونگکوکpart 13-جونم عزیزم؟+پسرت عاشق شده.-ها؟ چی؟"بو...

چندشاتی جونگکوکpart 12امروز قرار بود تهیونگ و دخترش و همسرش ...

#زیر_نور_ماه پارت8اونا رفتن سمت کلاس هاشون ...جدی تر از قبل ...

عشق در تاریکی پارت: ۱۰• چی میگن باهم _ ها هیچی •صحیح * خب بی...

مربع عشقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط