p3

p3

ویو جونگکوک:خوابم برد که نصف شبی صدای گریه شنیدم دیدم بورام خوابه
بدو بدو رفتم سمت اتاق رونیکا درو باز کردم دیدم نیس چشمامو چرخوندم دیدم تو گوشه اتاق تو خودش جمع شده

جونگکوک:رونیکا عزیزم چیشده؟جاییت درد میکنه؟(نگران)

رونیکا:تو خواب دیدم به یکی دیگه می گفتی رونیکا به من نمی گفتی یه دختر دیگه بغل کرده بودی(گریه شدید)

جونگکوک:(با انگشتاش اشکای رونیکا رو پاک کرد)چیزی نیس من اینجام(بغلش کرد)

رونیکا:پس چرا به نقاشیم نگاه نکردی(گریه)

جونگکوک:پرنسسم من خسته بودم ببخشید
(بغلش کرد رو تخت درازش کرد خودش هم دراز کشید رونیکا رو بغل کرد)

رونیکا:قول میدی من با دختر دیگه عوض نکنی؟

جونگکوک:مگه میتونم فرشته به این زیبایی رو ول کنم؟

رونیکا:قول دادیا

جونگکوک:اره قول دادم عزیزم


بچه ها چندپارتی کوتاه بعدی از کی باشه به جز جونگکوک تو کامنت ها بگید💕💋
دیدگاه ها (۳)

پارت چهاردهم خونه تهیونگ رسید خونه به سرعت رفت سمت اتاق جونگ...

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

Pat:9اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جونگکوک گفت که بیا امشب با هم ...

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

گل خونی پارت 41: چرا  میری تازع داشتیم حرف میزدیم - باید گوش...

پارت۴

ادامهدامیان از ترسش سریع درو باز کرد بدو بدو رفت سمت اتاق در...

Cruel Love پارت ۴ ‌ تهیونگ گفت که چهار تایی بریم بیرون (لار...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط