p2

p2
جونگکوک:(بدون اینکه نگاه کنه) اره قشنگه(خسته بود برا همین)

رونیکا:آها باشه *ناراحت رفت اتاق

ویو جونگکوک:رو تخت دراز کشیده بودم دیدم بورام دست به سینه وایستاده
جونگکوک:چیشده؟؟

بورام:دخترت ناراحته آقای جئون

جونگکوک:مگه چیکارش کردم

بورام:بدون اینکه نگاه کنی گفتی قشنگه بهش برخورده پاشو با دخترم آشتی کن غم گرفته

جونگکوک:سر همین؟؟؟

بورام:بله دیگه خودت میگی دختر من باید مثل پرنسس ها زندگی کنه حالا هم پاشو مثل شاهزاده ها نازش رو بکش

جونگکوک:باشه دیگه فردا

بورام:یه تار موش کم بشه تک تک موهاتو یدونه یدونه میکنم

جونگکوک:از کی با یکی قهر کردنی تار مو کم میشه

بورام:خفه شو(رفت)

ویو جونگکوک: بدجوری خسته بودم زیاد نکشید خوابم برد که.....

《۵ لایک》
دیدگاه ها (۰)

سیلام 🎀 بریم برای پارت گذاری؟فایتینگ (تابع قوانین ویسگون)رما...

حقیقت پنهان پارت ۹( با اینکه حمایت ها خیلی کم بود ولی گذاشتم...

#چند پارتی از تهیونگ وقتی همو دوست دارید ولی ......بورام : ک...

«قمار عشق »part:20بعد از اون رابطه ای که داشتن هردو خسته رو ...

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

ترکم نکن

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۱

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 12 +بله؟∆ببخشید.. مادرتو...

فیک جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط