{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هانتر

#هانتر

پارت ۶۴
"سکس" کوچیک میکردن متنفر بود..
جونگکوک از آدمهایی که خودشون رو برای
حتی اون باسنه بزرگ هم نمیتونست تحریکش کنه وقتی صاحبش همچون آدم نچسبی بود!
حتی تمام اون حرکات اغواگرانه براش چیزی جز انزجار نداشت!
اینکه یک زنه سی و خورده ای ساله بخواد با کسی که ده سال از خودش کوچکتره له له سکس
بزنه..اصال براش چیز جالبی نبود چون چیزی بغیر از هرزگیه بیش از اندازه معانی دیگری برای پسر
نداشت
جک از اون فضای خسته کننده ای که تمامش تیکه پروندن بود خسته شده بود پس سعی کرد
حداقل خودش از اون فضا فاصله بگیره
جک : پارک..میشه اگه فایل یا عکسی از اون دخترا داربد رو نشونم بدید؟
پارک : اوه حتما..داخل کیفمه!
جک: پس ممنون میشم همراهیم کنید..لپ تاپ و وسیله ها داخل اتاق هستن
پارک : حتما..
جک لبخند ضایعی زد و بعد از راهی کردنه پارک رو به جونگکوک لب زد : فقط گند نزن..
جونگکوک اهمیتی به حرفش نداد و سر صحبت رو با سومین باز کرد..
+خب سومین شی..چطور میگذره؟ بعید بدونم اون پیر خرفت بتونه اونطور که باید ارضات
کنه..پس یعنی..اینقدر عاشق پولی؟
سومین هم نگاه تحقیرامیزی به الرا انداخت و گفت : تو چی جونگکوک شی؟ این دختر میتونه
اونجور که میخوای به اوج برسونتت؟ یا میزاره هربالیی دلت خواست سرش بیاری؟
با اون چاقوهای متنوعت روی بدنش خط انداختی
دیدگاه ها (۱)

#هانتر پارت ۶۵جونگکوک شونه ای باال انداخت و گفت : بهرحال جور...

کیا دیشب بیدار بودن؟

#هانترپارت ۶۳نمیدونست چند دقیقه هست که اون فضای متشنج و نگاه...

#هانتر پارت ۶۲سومین بالخره زبون باز کرد و با پوزخند گفت : مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط