{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒉𝒂𝒕𝒆?

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒉𝒂𝒕𝒆?
پارت 5
_به یک کاخ رسیدیم، با کلی نگهبان و کارگر
که اصلحه هارو جابه جا میکردن و یک جا میچیدن_
نگهبان: *چیزی که می‌بینین... چیزیه که جون‌کوک از پدربزرگش به ارث برده، اون با پدربزرگش... و همچنین با خانواده‌اش مشکل داشت...بخاطر همین تصمیم گرفت فرار کنه... تا همینقدراطلاعات کوچک برای امنیت شما خوبه ،بعدا بقیه ماجرا رو خودتون میبینین...بیدارشین اقای جئون...رسیدیم*

_کاخ خیلی جدی و مجلل بنظر میرسید..معلوم بود قرار نیست ا/ت اونجا ازاد باشه...ا/ت آروم ی نگاهی به بیرون انداخت و ی نگاهی به جونکوک...جونکوک معلوم بود خیلی خستست_

_جونکوک بلاخره گشادگیو میزاره کنارو کم کم بلند میشه،ی کشی به گردنش میده و با احتیاط به ا/ت نگاه میکنه...بعد مدتها..._ (با همیناش حال کنین قرارع اتفاقای خیلی غیره منتظره تری بیفته👽)

_اروم از ماشین پیاده میشن.. اول ا/ت..بعد جونکوک،خدمتکارا از غبل به صف بودن و باهم برای جونکوک تعظیم کردن،به سمت کاخ رفتن که_

جونکوک: _زمزمه میکنه_ *نزدیکم بمونو جم نخور*

_ا/ت همینطور به درو دیوار اونجا نگاه میکرد که چشش به کسی خورد که داشت از پنجره نگاشون میکرد،اون تهیونگ بود ،جونکوک ی نگاهی به ا/ت انداخت و نگاهشو دنبال کرد،تهیونگو دید،تهیونگ با لباس راحتی،ولی گرون قیمت...متوجه شده بود که جونکوک اومده،تهیونگ برای ی لحظه تو فضا غرق شده بود_

تهیونگ: _زمزمه_ *خیلی وقت بود...بلاخرهه،هه*

_جونکوک شونه هاشو یکم بالابرد و زیر لب غر غر میکرد_
جونکوک: *لعنتی ،..اینجا چیکار میکنه*

୨ৎ ─────────── ୨ৎ
꒦︶꒷꒦︶ ꒷꒦꒷꒦︶ ⭑ ꮉ
#فیک #بی_تی_اس #فیک_بی_تی_اس #تهیونگ #جونکوک #جیمین #نامجون #جین #جیهوپ #یونگی #کیپاپ #jungkook #جئون_جونگکوک #آرمی #Army #کیپاپ #kpop #kpoperپسران_ضد_گلوله #پسران_ضد_گلوله #بنگتن
دیدگاه ها (۰)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒉𝒂𝒕𝒆?پارت 4_ا/ت اروم بیدار شد،بادیگارد از جلو رانندگ...

#بی_تی_اس #BTS #BTS #jungkook #جونکوک #آرمی #Army #کیپاپ #kp...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒉𝒂𝒕𝒆?پارت 1_صدای باز شدن در آشپز خونه اومد و جونکوک ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒉𝒂𝒕𝒆?پارت 3جیمین: *هی ا/ت...جونکوک و دوست دخترش خیلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط