راستی یادتونه اینو گذاشته بودم؟
راستی یادتونه اینو گذاشته بودم؟
اون موقع گشاد بودم که توضیح بدم چرا شبیه اینام👺
الان میخوام توضیح بدم👺
خب از سمت چپ بالا شروع میکنم
کومی سان: بعضی وقتا واقعااا به زور میتونم حرف بزنم و ارتباط برقرار کنم، مثلا مامانم میگه برو خودت از مغازه خرید کن من حواسم بهت هست قشنگ به زور میرم سمت مغازه دار، میترسم با غریبه ارتباط برقرار کنم و حرف بزنم👺
کَپی: از نظر اخلاقی و انرژی داشتنم👺
سایکو: دقیقا مثل اون گشادم و دوست دارم تو خونه بمونم و گوشی بازی کنم، و میخوام بیکار بمونم👺
ممچو: رو مخ بودن و دلقک بودنش😂
اِما: حمایت گر بودنم (عوووق، نه بابااا👺)
وارسا: عین اون فقط میخورم👺
آنیا: مشنگ بودنم بعضی وقتا (توهین نمیکنم، ندیدین بعضی وقتا آنیا چه فکرای احمقانه ای میکنه؟) 🗿
یور: مهربون و دست پا چلفتی بودنم👺
اون موقع گشاد بودم که توضیح بدم چرا شبیه اینام👺
الان میخوام توضیح بدم👺
خب از سمت چپ بالا شروع میکنم
کومی سان: بعضی وقتا واقعااا به زور میتونم حرف بزنم و ارتباط برقرار کنم، مثلا مامانم میگه برو خودت از مغازه خرید کن من حواسم بهت هست قشنگ به زور میرم سمت مغازه دار، میترسم با غریبه ارتباط برقرار کنم و حرف بزنم👺
کَپی: از نظر اخلاقی و انرژی داشتنم👺
سایکو: دقیقا مثل اون گشادم و دوست دارم تو خونه بمونم و گوشی بازی کنم، و میخوام بیکار بمونم👺
ممچو: رو مخ بودن و دلقک بودنش😂
اِما: حمایت گر بودنم (عوووق، نه بابااا👺)
وارسا: عین اون فقط میخورم👺
آنیا: مشنگ بودنم بعضی وقتا (توهین نمیکنم، ندیدین بعضی وقتا آنیا چه فکرای احمقانه ای میکنه؟) 🗿
یور: مهربون و دست پا چلفتی بودنم👺
- ۵۷۹
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط