{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالها گذشت

سالها گذشت

به هم نرسیدیم

جای تو زنی همراه من است

به تو شباهتی ندارد

از تو زیباتر نیست

بخاطر لجاجتم کار به اینجا رسید

وقتی موهایش را باز میکند

بی اختیار

مثل همیشه تورا صدا میزنم

و او میخندد

میپرسد

رابطه ی بین موهایش و دخترمان چیست

و من هر بار میمیرم
دیدگاه ها (۱)

*Childhood love*part:3+اما من تصمیمم رو گرفتم میخوام با کیم ...

همخونه اجباری... پارت 46"ویو جئون جونگ کوک"خونه...فقط دلم می...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ¹³خودش مانده بود و آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط