مادر جان فاطمه جان ...
مادر جان فاطمه جان ...
تو خودت می دیدی .... هنگامی که یک کودک بودم و چادرت را بر سر می کردم چ زنان و مردانی که به من نگاه می کردند و پوزخند می زدند .... ان ها نمی دانستند من خودم برای چادر مادرم جانم را فدا می کنم ن بخاطر اجبار پدر و مادرم ....
مادر جان من نیز از تو می خواهم تا کمکم کنی چادرت را تا قیامت بر سر نگاه دارم ....
تو خودت می دیدی .... هنگامی که یک کودک بودم و چادرت را بر سر می کردم چ زنان و مردانی که به من نگاه می کردند و پوزخند می زدند .... ان ها نمی دانستند من خودم برای چادر مادرم جانم را فدا می کنم ن بخاطر اجبار پدر و مادرم ....
مادر جان من نیز از تو می خواهم تا کمکم کنی چادرت را تا قیامت بر سر نگاه دارم ....
- ۲.۸k
- ۰۱ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط