{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب که

شب که
می رسد
یادم می آید دیگر
نیستی
سرما اوج میگیرد

واژه ها قندیل می بندند
وقتی از نبودنت می نویسم

آغوشت را ندارم
هیچ تن پوشی حریف این سرما نیست

راستی که
این زمستان بی تو
زیادی زمستان است.
دیدگاه ها (۱)

ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ .. ﭼﺮﺍﯾﺶ ﭘﺎﯼ ﺗﻮ،ﻣﻤﮑﻨﺶ ﮐﺮﺩﻡ،ﻣﺤﺎﻟﺶ ﭘﺎﯼ ﺗﻮﻣﯿﮕﺮﯾﺰﯼ ﺍﺯ...

ﺧﯿﻠــــــــﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻥ ﻧﯿﺴﺖ !!ﺑﺮﺍﺵ ﺣــــﺮﻑﺑﺰﻧﻢ؛ﺑﺎ ﺫﻭﻕ ﺍﺯ...

مهربان که می شوم تمام شهر می فهمند مرا بوسیدی ... " من "به ت...

مرا ببربه همان روزهمان ساعتو همان خیابانکه تو عابر بودی و ُم...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

و امیدقشنگترین باور انسان است...

سناریو(درخواستی):وقتی نصفه شب میری دم در خونشون و بدون هیچ ح...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط