#داستان_شب..

#داستان_شب..



حکایتی تاریخی از آقامحمدخان قاجار !

می‌گویند آقامحمدخان قاجار معمولا نصف مرغ بریان را موقع ناهار و نصفه دیگر را موقع شام می‌خورد. یک روز عصر به دلیل سهل‌انگاری آشپز نصفه‌ی دیگر مرغ بریان را گربه خورد. آشپز بیچاره از ترس غضب سلطان اخته! مرغ دیگری را با پول خود خریداری کرد و نصفه آن را موقع شام به حضور آقامحمدخان برد تا متوجه مطلب نشود.آقامحمدخان ضمن صرف شام گوشه چشمی هم به آشپز انداخت و گفت : نصفه دیگر را فردا ناهار بیاور ! آشپز یکه خورد و عرض کرد : قربان ! نصفه اولی را امروز ناهار میل کردید. دیگر چیزی باقی نمانده است. آقامحمدخان با عصبانیت گفت : فضولی موقوف، نصفه‌ای که امروز آوردی قسمت راست مرغ بود، این نصف هم قسمت راست آن است. معلوم می‌شود جریانی رخ داده که مرغ دیگری خریداری کرده‌ای ! آشپز را فراست و تیز هوشی آغامحمدخان چنان مبهوت کرد که تا مدتی دهانش باز و چشمانش خیره مانده بود.


شب خوش...
دیدگاه ها (۶)

Twenty three

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "32""ویو جئون آنجلینا"حوصل...

پارت ۲۹

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

میم مثل مادر...

قسمت چهل و پنجم: جشن تولدبعد از بریدن کیک، پدرم بهش رو کرد و...

جوجه کباب جوجه کباب یک غذای بین المللی است، به طوری که مردم ...

p5

حالتون چطوره؟ اینم BTS The Best Talk Show شروع کنیم و اینم B...

#نکات_#رازهای_زرشک_پلو_خوشمزه_زرشک از میوه‌هایی است که در دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط