{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مے ترسم از آدم ها ...

مے ترسم از آدم ها ...

آدم هایے ڪہ دست مے گذارند روے تنهایے ات ...
مجوزِ ورود مے گیرند ...
و تنهاترت مے ڪنند ...
آدم هایے ڪہ سایہ مے اندازند روے سرت ...
و بے تفاوت، سایہ سنگین مے ڪنند ...
آدم هایے ڪہ سادہ مے گیرے بودنشان را ...
و سخت مے ڪنند گذرِ لحظہ هایت را ...
آدم هایے ڪہ ڪوهِ معرفت مے شوے برایشان ...
و آنها مدام مے لرزانندت با آتشفشانِ بے معرفتے هاشان ...
آدم هایے ڪہ بہ هزار و یڪ خاطرہ، دلبستۀ شان مے شوی…
و آنها بی تفاوت میگذرندو میروند ...
از آدم ها مے ترسم ..
دیدگاه ها (۴)

خخخخ واقعا

تقدیم به تمام هستیم و عشقمs

«فیش حقوقی» حضرت علی علیه السلام✅ ای مردم با این لباسی که بر...

*خداوندا* دوستانی دارم که در اعماق قلبم جای دارند،*آنان شایس...

***ابریشم نیمه شب***### پارت دوم: سایه‌ی کالوین کلاین**(صحنه...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

قصه پنجم: خوارجوقتی تقدّس‌نمایی، شمشیر را بر روی ولیّ خدا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط