{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج اجباری

ازدواج اجباری
پارت 14
فیلیکس : سلام خوبی خوشگلم
لوسی : سلام شاهزاده
فیلیکس : هستی ببینمت
لوسی: آره بیا دلم برات تنگ شده اینم آدرس...............
فیلیکس : پس ساعت 2 میبینمت
بای
سریع آماده شدم به تاپ شلوارک پاپیون داره کیوت پوشیدم و موهام رو از بالا دم‌ اسبی بستم و منتظر موندم رفتم پایین و دیدم‌جونکوک‌ داره فوتبال میبینه‌
کوک: بهبه خانم خانوما برای کی آنقدر خوشتیپ کردی
لوسی: دوستم میخواد بیاد
کوک: چه خوب
بلاخره زنگ‌ در خورد منم بدو بدو رفتم بغلش کردم
ویو جونکوک ✨
واااااا این پسرههههه
الان من چیکار کنم
چرا گفتم بیا د

لوسی: چقدر دلم برات تنگ شده بود فیلیکس
فیلیکس: ‌منم بیبی گرلمم
کوک: چیییی بیبی گرل؟(عصبانی)
فیلیکس: بلههه مشکلش چیه شما می باشید
کوک‌: من شوهرشم
فیلیکس : چیی لوسی ازدواج کردی
لوسی: آره ازدواج اجبا..(کوک پای لوسی رو فشار میده)
لوسی: چیزه آ آرهه
فیلیکس مبارکه
کوک‌: ممنون(سرد)
ادامه دارد...
نظر بدیددد
دیدگاه ها (۴)

ازدواج اجباری پارت 15 لوسی :فیلیکس بیا بریم اتاقمکوک: نهههه ...

ازدواج اجباری پارت16نه بابا حتما دوباره داره هول بازی در میا...

ازدواج اجباری پارت 13دیگ‌ واقعا نمی‌دونستم چیکار کنم اون پسر...

ازدواج اجباری پارت 12خیلی خوشگل شده بودم و موهام رو با اتو م...

ازدواج اجباری پارت 17ویو لوسی دیگ طاقت نداشتم سریع رفتم بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط