ازدواج اجباری
ازدواج اجباری
پارت16
نه بابا حتما دوباره داره هول بازی در میاره
چند ساعتی گذشته و حدود ساعت 2 شب بود
صدای زنگ در اومد رفتم باز کردم و دیدم جونکوک ولی دختر کنارش نیست تعجب کردم از قیافش معلوم بود مست بود
بارون شدیدی میومد
کوک: برو اونور
لوسی : حالت خوبه ؟
کوک: مگه برات مهم
لوسی : نه مهم نیست
کوک : پس چرا میپرسی .
لوسی : چون که کنجکاوم
کوک: سعی کن کنجکاو نباشی
لوسی: برو بابا اصلا به من چه
کوک:صبر کن
لوسی: سریع بگو
کوک: میدونی که من خیلی هولم
لوسی :کی نمیدونه
کوک: خب الان میخوام هول بازی در بیارم
لوسی : خب برو در بیار
یه دفعه کوک دست لوسی رو میگیره و به دیوار میکوبدش و به طرز وحشیانهای میبوستش و لب لوسی پاره میشه
ویو لوسی ✨
همش ب سینه ش میکوبیدم تا ولم کنه ولی اون پسره ی اسکل مگه ول میکرد داشت کم کم گریه ام میگرفت
ناخودآگاه اشکی ازم سرازیر شد و دیگنفس کم آوردم و اونم ازم جداشد
منم شروع کردم به گریه کردن
لوسی:ازت بدم میادددد خیلی زیاد
جونکوک : طبیعی بیبی گرلم
لوسیی : خفه شووووو(داد)
ادامه دارد ...
پارت16
نه بابا حتما دوباره داره هول بازی در میاره
چند ساعتی گذشته و حدود ساعت 2 شب بود
صدای زنگ در اومد رفتم باز کردم و دیدم جونکوک ولی دختر کنارش نیست تعجب کردم از قیافش معلوم بود مست بود
بارون شدیدی میومد
کوک: برو اونور
لوسی : حالت خوبه ؟
کوک: مگه برات مهم
لوسی : نه مهم نیست
کوک : پس چرا میپرسی .
لوسی : چون که کنجکاوم
کوک: سعی کن کنجکاو نباشی
لوسی: برو بابا اصلا به من چه
کوک:صبر کن
لوسی: سریع بگو
کوک: میدونی که من خیلی هولم
لوسی :کی نمیدونه
کوک: خب الان میخوام هول بازی در بیارم
لوسی : خب برو در بیار
یه دفعه کوک دست لوسی رو میگیره و به دیوار میکوبدش و به طرز وحشیانهای میبوستش و لب لوسی پاره میشه
ویو لوسی ✨
همش ب سینه ش میکوبیدم تا ولم کنه ولی اون پسره ی اسکل مگه ول میکرد داشت کم کم گریه ام میگرفت
ناخودآگاه اشکی ازم سرازیر شد و دیگنفس کم آوردم و اونم ازم جداشد
منم شروع کردم به گریه کردن
لوسی:ازت بدم میادددد خیلی زیاد
جونکوک : طبیعی بیبی گرلم
لوسیی : خفه شووووو(داد)
ادامه دارد ...
- ۲۱.۰k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط