{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باتوسرمستم واز عشق وجنون لبریزم

باتوسرمستم واز عشق وجنون لبریزم
با تو از عاقبت کار نمی پرهیزم
شده ام رنگ شقایق همه عاشق همه مست
آتشم دردل و افروخته چون پائیزم
با خیالت همه شب همسفر مهتابم
آفتاب رخ تو مطلع شورانگیزم
پرم ازسوی خدا حس دعا نور نماز
جانب قبله رویت همه جا برخیزم
عشق آخر برساند به طوافم روزی
دست بگشوده و درگردن تو آویزم
دیدگاه ها (۳)

امشبی را که در آن شِکوَه فراوان دارمتا دمِ صبحِ خدا شعرِ پری...

هر چند که در فراقت قلبی شکسته دارماما به هر کلامم دردی نهفته...

من خوب می دانم غم تنها شدن رازیر فشار درد و غص‍ّه؛ تا شدن ر...

تو را در جای‌جای لحظه‌هایم در نظر دارمچگونه از تماشای نگاهت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط