{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من خوب می دانم غم تنها شدن را

من خوب می دانم غم تنها شدن را
زیر فشار درد و غص‍ّه؛ تا شدن را
وقتی تو را نادیده می گیرند؛ بسپار
دست خدا؛ کفّاره ی حاشا شدن را
باید ببینی نیشخند صد رقیب و
بی جرم و مدرک؛ تهمت رسوا شدن را
خط می زنندت عمدا...امّا بی خیالش!!!!
باید بفهمی شیوه ی پیدا شدن را
تحقیر و‌ توهین را صبوری کن که هر بار
یادت دهد نشکستن و خارا شدن را
امّا تو‌ که عاشق نبودی تا بدانی
صدبار خوردن بر زمین و‌ پا شدن را
در گوشه ی امن دلم کاشانه ات بود
هرگز چشیدی درد بی مأوا شدن را !؟
رفتی نشستی با رقیب از من بگیری
حتی توان« عشقِ در رؤیا شدن » را!!!؟؟؟
گفتم تظاهر کن که هستی بین آنها
امّا بدان از جمعشان منها شدن را
وقتی فریبت می دهد «او » پخته تر باش
وارونه کن تعبیر این اغوا شدن را
مجنون ترین مجنون شدم‌ در راه‌عشقت
امّا بلد هستی تو‌ هم لیلا شدن را؟!!!
لیلا نباشی پس بِران از خاطر خود
آن آرزوی بی بدیل ما شدن را...
دیدگاه ها (۶)

باتوسرمستم واز عشق وجنون لبریزمبا تو از عاقبت کار ن...

امشبی را که در آن شِکوَه فراوان دارمتا دمِ صبحِ خدا شعرِ پری...

تو را در جای‌جای لحظه‌هایم در نظر دارمچگونه از تماشای نگاهت ...

در این ظلمت سرا جز مرگ آغوشی نمی بینماز عشقت هدیه ای جز درد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط