{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم کمی خدا میخواهد

دلم کمی خدا میخواهد
کمی سکوت...
دلم ، دل بریدن میخواهد
کمی اشک...
کمی بهت...
کمی آغوش آسمانی...
کمی دور شدن از جنس آدم...
دلم کمی خدا میخواهد
چرا گاهی اینقدر دلتنگی آزارم می دهد ، مگر نه اینکه از رگ گردن نزدیک تری؟ مگر نه اینکه نشسته ای روبه رویم و لبخند می زنی امشب و چنین بیقرارم از حس عشقت، پس چرا دلتنگم ؟ چرا حسادت می کنم به کسانی که با صداقت و خوبی و سپیدی تو را بیشتر و ساده تر از من دوست دارند
کاش وقتی که روزمرگی هایم لباس آغاز بر تن کردند، عشق آسمانیت را نفروشم اندک، به روزگار زمینی ام ، دوست تر می دارم تو را و سجاده ی سبزم را و قرآن قهوه ای ام را این روزها ، دلم برای رمضان تنگ شده ، برای سی روز زندگی درست و بی منیت ، رمضان که بیاید منی نیست ، همه می شود تویی که نزدیکی به من و منم هر روز دلتنگ ترت می شوم
من دلم کمی خدا می خواهد و کسی جز تو نیست برای حاجت های محال ،
خدایا کمی خدا بهم قرص میدی؟.. دلم ترا میخواهد...
دیدگاه ها (۳)

خدایا ، یا نوری بیافکن یا توری دیگر از تکرار ملال آور این رو...

زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهینقش...

آه خدای من ، آن لحظه که دلم از درد و فشار غم در حال انفجار ا...

“لحظه ی دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام ، مستم باز می لرزد ...

عاشقانه های شبنم تقدیم زندگیم

تو را که دوست دارم،دیگر هیچ توضیحی برای این دل لازم نیست…همی...

دیدارت، شبیه لحظه‌ای‌ست که بعد از یک روز شلوغ، ناگهان نسیمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط