{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو می بینی او را که بی پروا بال و پر به آتش می سپارد و سر

تو می بینی او را که بی پروا بال و پر به آتش می سپارد و سر و جان می بازد و نامش پروانه می کنی، اما او عاشق است و پروانگی صف عشق است.... عاشق می داند که سوختن مقدمه وصل است که چنین بی پروا است، اگر نه، سوختن و الله که درد دارد و سوز

#شهید_آوینی
دیدگاه ها (۳)

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

بسم الله الرحمن الرحیم تغییر، بخشی از زندگی است؛ همان‌طور که...

بسم الله الرحمن الرحیم وَ العادِیاتِ ضَبحَاً - قسم به نیروها...

قورباغه هایی که مامور خدا بودند!

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط