مردم شهر به هوشید...؟
مردم شهر به هوشید...؟
هر چه دارید و ندارید بپوشید و بخندید
که امشب سر هر کوچه
خدا هست☝️
روی دیوار دل خود بنویسید
خدا هست☝️
نه یک بار و نه ده بار که صد بار به ایمان و تواضع بنویسید
خدا هست☝️
سر آن سفره خالی که پر از اشک یتیم است،
خدا هست☝️
پشت دیوار گلی پیرزنی گفت:
خدا هست☝️
آن جوان با همه خستگی و در به دریها سر تعظیم فرو برد و چنین گفت:
خدا هست☝️
کودکی رفت کنار تخته ،
گوشه تیره این تخته نوشت :
در دل کوچک من درد زیاد است ولی یاد
خدا هست☝️
مادری گفت: دلم میلرزد!
کودکانم چه بپوشند؟!
چه بگویم که بدانند نداری درد است!
پدر از شرم سرش پایین بود ...
زیر لب زمزمه میکرد :
خدا هست ...
هر چه دارید و ندارید بپوشید و بخندید
که امشب سر هر کوچه
خدا هست☝️
روی دیوار دل خود بنویسید
خدا هست☝️
نه یک بار و نه ده بار که صد بار به ایمان و تواضع بنویسید
خدا هست☝️
سر آن سفره خالی که پر از اشک یتیم است،
خدا هست☝️
پشت دیوار گلی پیرزنی گفت:
خدا هست☝️
آن جوان با همه خستگی و در به دریها سر تعظیم فرو برد و چنین گفت:
خدا هست☝️
کودکی رفت کنار تخته ،
گوشه تیره این تخته نوشت :
در دل کوچک من درد زیاد است ولی یاد
خدا هست☝️
مادری گفت: دلم میلرزد!
کودکانم چه بپوشند؟!
چه بگویم که بدانند نداری درد است!
پدر از شرم سرش پایین بود ...
زیر لب زمزمه میکرد :
خدا هست ...
- ۱.۳k
- ۰۴ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط